راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

ماجراهاي بامزه اي از راميلا

1390/11/1 14:09
نویسنده : مامان ساناز
311 بازدید
اشتراک گذاری

 

اين روزها راميلا جونم خيلي خيلي بامزه صحبت ميكنه قربونت برم خيلي خيلي ناز شديziba و خيلي خيلي قشنگ صحبت مي كني خانم شدي ديگه وروجك كوچولوي مامانziba، بعضي وقتها وقتي ميشينم فكر ميكنم ميگم كي بزرگ شدي يا چقدر زود بزرگ شدي، خيلي خوشحالم كه زود بزرگ شدي و zibaخيلي خوشحالم از اينكه خداي مهربون يك فرشته ناز و باهوش رو بهم هديه كرده . ziba

قربونش برم كارهاشو و حرفهاش خيلي خيلي جالب شده، zibaاز حرفهايي كه ميزنه و تا اونجايي كه خاطرم است ميگه : من خوشگلم، عزيزمي، دخترمي، خوشگل شدم، عشقمي، آي آب يو، دوستت دارم،ziba اين كلماتي است كه مرتب تكرار ميكنه يا با خودش حرف ميزنه بعضي وقتها هم ميبينم كه مياد و دور و ور من تاب ميخوره zibaبا موهام بازي ميكنه مدل ميده ميگه مامان الان خوشگل شدي، zibaبعد هم ميگه عزيزمي و ........... خانم خانوما ديگه تو دكوراسيون خونه نظر ميده يا بلافاصله كه تغييري در دكوراسيون خونه ايجاد بشه متوجه ميشه و نظر ميده يا ميره ظروف توي بوفه رو جابجا ميكنه بعد ميگه ساناز اينجوري قشنگه، zibaبعضي وقتها هم كه ميخوايم بريم بيرون لباسي كه ميخوام تنش كنم نظر ميده و ميگه اين قشنگ نيست اين يكي رو تنم كن قربونش بدم كه اينهمه ميفهمه و نظر ميده كه چي بپوشه. zibaاگر هم تغييري توي من يا بابا اتاش ببينه سريع متوجه ميشه و ميگه چه خوشگله. zibaمثلاً يحالا يك سري از كارهايي كه انجام ميده اينه كه بچه اي از خودش كوچكتر ببينه ميگه ني ني كوچولو به پسر عموش هم ميگه علي كوچولو، zibaچند روز پيش هم اومد گفت من خيار ميخوام وقتي ميخواستم بهش بدم گفتم اول بشورمشو بعد بهش بدم بهونه گرفت كه بده من هم بهش گفتم مامان كثيفه هنوز كلامم تمام نشده بود گفت خوب بشورش بعد بهم بده منو بگير هاج و واج موندم zibaدورت بگردم كه اينقدر ميفهمي كه چون كثيفه اول بايد شسته بشه تا تميز بشه و بعد بخوري، zibaيه كار ديگه اي كه انجام ميده اينه كه خوب به موزيك كه گوش داد مياد و مقداري از اون موزيكي كه گوش داده برام ميخونه، جديداً خيلي قشنگ ميشينه پاي تلويزيون يا سي دي خيلي خوب دقت ميكنه و كنجكاوي نشون ميده،  يه وقتي هم ميريم بيرون يا جايي چون ميبينه من كيف ميگرم دستم بايد كيف بگيره دستش قربونش برم احساس بزرگي ميكنه، zibaفداي اين عقل و فهم و دركت بشم . ziba

ziba

پسندها (1)

نظرات (6)

مامان بیتا
1 بهمن 90 11:56
نمایشگاه بین المللی سرگرمی کودک و نوجوان محل برگزاری : تهران – محل دائمی نمایشگاه های تخصصی شهرداری تهران – بزرگراه چمران – جنب بوستان گفتگو تاریخ برگزاری : ۵الی ۹ بهمن ماه سال ۹۰ ساعت بازید : ۱۰ صبح الی ۱۹ عصر ……………………………………………….. منتظر دیدار شما در نمایشگاه تخصصی دنیای اسباب بازی، آموزش و سرگرمی هستیم. زمان : ۱۳ لغایت ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۰ – ساعات بازدید : ۱۰ لغایت ۲۰ محل برگزاری:خیابان فاطمی، خیابان حجاب، مرکز آفرینش های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ……………………………………………….. جت رو…………..هدیه خلاقیت
مامان صدف
1 بهمن 90 13:05
از خدا میخوام این فرشته نازو دوست داشتنی رو برات حفظ کنه و هیچ وقت غمشو نبینی.
تو رو خدا مواظب فرشته کوچولوهاتون باشین. اونا خیلی به مراقبت جدی ما احتیاج دارند.


عزيزم شما لطف داريد ولي مطمئن باشيد چون خودم خيلي خيلي حساس هستم .
مامان ملینا
1 بهمن 90 13:44
رامیلا جونم سلام ای جان با این شیرین زبونیهات .فدات شم خاله .دوستت دارم عزیزم مواظب خودت باش


مرسي عزيزم لطف داريد خاله جان .
مامان مهراد
2 بهمن 90 23:26
دیگه واسه خودش خانومی شده


مرسی درسته قربونش برم خانم شده .
مامان پارسا
3 بهمن 90 13:37
سلام رامیلاخانم
حسابی دیگه خانم و شدی و توی هر کاری نظر می دی. خدا برای مامان و بابات نگهت داره


مرسی عزیزم لطف دارید .
مامانی شیما وحدیث
3 بهمن 90 14:59
رامیلای خاله تورو موش بخوره که انقدر شیرین و نازشدی و کلی مامانی رو سرذوق اوردی .

ولی مامانی ازاظهار نظر ا خیلی ذوق نکن .حدیث من که یک سال ازرامیلا جون بزرگتر ه ،سر لباس پوشیدن واقعا اعصابم وخرد کرده .جوراب شلواری به هیچ عنوان نمیپوشه ،موهاش ونمیذاره ببافم وچندتا کاردیگه
ایشالا که رامیلاجون اینجوری نشه
...............
سانازجون آپم وقت کردی بیا

مرسی از نظرتون انشا, که رامیلا اینجوری نشه .